تبليغاتX
Sad But True
انجير
ساده باشيم چه در باجه يك بانك چه در زير درخت
چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386
داستان آفرینش

چشم ، وصل ِ به هرزه ی اندامت

رشک می برد بر پیراهن عریانیت

شب ، تهی می شود از تو

خواب چمدان خالیش را می بندد

سنگ ، همان تعبیر نا مفهوم معنا

جلوه می کند بر خالی نگاهت ...

و مرد آغاز می شود.

+ نوشته شده در 15:30 توسط عادل پوريوسفي.
دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386
چه بوده ای جسم؟

                        سراسر پریشان روان

                        سراسر به دیده اشک

                        سراسر ز شهوت گریزان

چه مانده ات کنون

                        جز تشویش گنگ "چرا و اما" های ریشه در خاکت.

+ نوشته شده در 0:52 توسط عادل پوريوسفي.
یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386
بدون شرح...!!!
+ نوشته شده در 13:19 توسط عادل پوريوسفي.
سه شنبه نوزدهم تیر 1386

موسقي اندامت

 

شهوت اين سيم هاي لرزان را دو چندان مي کند

 

کاش فقط يک بار در گوشه مخالف نمي رفتي

 

کاش.

 

+ نوشته شده در 14:3 توسط عادل پوريوسفي.
شنبه نهم تیر 1386
من در مرکز هستی ام

و خدا به دور من می گردد...

+ نوشته شده در 11:36 توسط عادل پوريوسفي.
جمعه بیست و پنجم خرداد 1386
شکست جام باده

گو چگونه مست شوم دگر؟

 

 

+ نوشته شده در 8:46 توسط عادل پوريوسفي.
یکشنبه بیستم خرداد 1386
ملتمس دامنت می شوم

چشم گذاز بر چشمم

در آغوشم گیر

می خواهم نفس هایت را بشمارم.

+ نوشته شده در 16:21 توسط عادل پوريوسفي.
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386
این، صدای من است

این، همه فریاد من است

این، نگاه من است

این، هیچ چیزش ماندنی نیست

این فقط تو هستی که می دانم، می مانی

این تو هستی تنهایی من.

+ نوشته شده در 16:28 توسط عادل پوريوسفي.
یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386
متصل دامنت می شوم

نگاهت را ببر از چشمانم

بس است دیگر

عاشقم کردی.

+ نوشته شده در 14:25 توسط عادل پوريوسفي.
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
صدایم سرد

 سردیم مرگ

 مرگم بی صدا

من دیگر نفس نمی کشم ... گوش کن

صدایم مرگ

مرگم سرد

سردیم بی صدا

من....

مهم نیست

 تو دیگر نیستی همین.

 

+ نوشته شده در 15:24 توسط عادل پوريوسفي.
چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386
شاید .....

هیچ.

مثل همیشه.

+ نوشته شده در 19:41 توسط عادل پوريوسفي.